تصاویری از گالری


نقاشی های زیبای کودکان-30
نقاشی های زیبای کودکان-4
جشن بالش-47
HDR-25
HDR-4
HDR-14
جشن بالش-32
اوج زیبایی پرندگان-18
اوج زیبایی پرندگان-26
تصاویر فتوشاپی چهره-2
تصاویر فتوشاپی چهره-14
تصاویر فتوشاپی چهره-12

فرهنگی

مهربانم ای خوب

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

نوشته شده توسط مریم رضایی سه شنبه ، 6 دی 1390 ، 06:12

مهربانم ای خوب یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا
بین آدمهایی که همه سرد و غریبند باتو
تک و تنها به تو می اندیشد
و ... دلش از دوری تو دلگیر است...
مهربانم ای خوب!
یاد قلبت باشد,یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , به سلامت باشی
و دلت همواره , مهو شادی و تبسم باشد...
مهربانم ای خوب!
یاد قلبت باشد یک نفر هست که دنیایش را
همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده
و دلش می خواهد, لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد...
مهربانم ای خوب!
یک نفر هست که با تو تک و تنها , با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم ! این بار , یاد قلبت باشد
یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت هر صبح , گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش , راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی

 

انرژی انسان

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

نوشته شده توسط اکبر نعمتی دوشنبه ، 5 دی 1390 ، 14:46

انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.

1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"

ادامه مطلب...

 
 

چشمان من

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

نوشته شده توسط اکبر نعمتی دوشنبه ، 5 دی 1390 ، 03:06

شب در چشمان من است
،
به سیاهی چشمانم نگاه کن.
روز در چشمان من است ،
به سپیدی چشمانم نگاه کن.
شب و روز در چشمان من است،
به چشمانم نگاه کن.
من اگر پلک فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت.
(مرحوم حسین پناهی)

 
 

الفبای زندگی

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

نوشته شده توسط اکبر نعمتی دوشنبه ، 5 دی 1390 ، 02:49


الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گوپی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طا قت برای تحمل شكست ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترك

 
 

شام آخر

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 4 دی 1390 ، 06:26 نوشته شده توسط اکبر نعمتی يكشنبه ، 4 دی 1390 ، 06:22

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی ر"ا به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.
شام آخر
روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند  نسخه برداری کرد وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده ام! داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت:
سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه آواز می خواندم , زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!!!!!!!!
نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام چه زمانی سر راه انسان قرار بگیرند

 
 

صفحه 2 از 2

جستجو

عضویت در گروه

افراد آنلاین

ما 102 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز247
mod_vvisit_counterدیروز522
mod_vvisit_counterاین هفته247
mod_vvisit_counterهفته گذشته3957
mod_vvisit_counterاین ماه9049
mod_vvisit_counterماه گذشته16274
mod_vvisit_counterکل بازدیدها1012051

در 20 دقیقه گذشته : 10
آی پی شما : 54.82.112.193
,
امروز : 26 آذر 1396