تصاویری از گالری


جشن بالش-60
جشن بالش-51
اوج زیبایی پرندگان-32
HDR-37
استخر زیبای همیلتون در تگزاس-6
عکاس و حالت های عکاسی-24
جشن بالش-12
اوج زیبایی پرندگان-7
جشن بالش-35
عکاس و حالت های عکاسی-18
تصاویر فتوشاپی چهره-17
تصاویر فتوشاپی چهره-16

رقابت سکون ندارد

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند.لذا کلاه ها را کنار گذاشت وخوابید.وقتی بیدار شد متوجه شدکه کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی میمون را دید که کلاه را برداشته اند.

 


فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.در حال فکر کردن سرش را خاراند ودید که میمون ها همین کارراکردند.اوکلاه راازسرش برداشت ودید که میمون ها هم ازاوتقلید کردند.به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند.لذا این کار را کرد.میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند.او همه کلاه ها را جمع کرد وروانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند.یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد.میمون ها هم همان کار را کردند.او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند.نهایتا کلاهش رابرروی زمین
انداخت.ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه رااز سرش برداشت ودر گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.
نکته : رقابت سکون ندارد.

 

جستجو

عضویت در گروه

افراد آنلاین

ما 50 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1111
mod_vvisit_counterدیروز1891
mod_vvisit_counterاین هفته5010
mod_vvisit_counterهفته گذشته11585
mod_vvisit_counterاین ماه28139
mod_vvisit_counterماه گذشته32448
mod_vvisit_counterکل بازدیدها1401345

در 20 دقیقه گذشته : 27
آی پی شما : 3.85.10.62
,
امروز : 28 خرداد 1398